شاه حسین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاه حسین . [ح ُ س َ ] (اِخ ) شاه حسین اوبهی از فضلا و دانشمندان بود و زیردست مولی محمد بدخشی تربیت یافت و پس از فراغت از محضر استاد به عراق عرب مهاجرت کرد و در محضر دانشمندان بتحصیل پرداخت و گویا در سال ٩٥٤ هَ . ق . درگذشت و دیوان شعر دارد. (از الذریعة ج ٩ ص ٩٠٥).
شاه حسین . [ ح ُ س َ ] (اِخ ) دهی از دهستان رمشک بخش کهنوج شهرستان جیرفت . دارای ٨ تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
شاه حسین . [ ح ُ س َ ] (اِخ ) شاه حسین اصفهانی وزیر شاه اسماعیل صفوی است . رجوع به حسین اصفهانی و رجال حبیب السیر صص ٢٢٨ - ٢٢٤ شود.