شاه بن شجاع کرمانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاه بن شجاع کرمانی . [ هَِ ن ِ ش ُ ع ِ ک ِ ] (اِخ ) مکنی به ابی الفوارس . از شاهزادگانی بود که زهد پیش گرفت و مردی بافراست و پرهیزگار بود. وی با ابوتراب نخشبی و ابوعبید بسری مصاحبت کرد. سلمی به نقل از عبداﷲبن محمد رازی گوید: گمانم که درگذشت شاه بن شجاع در سال بعد از ٢٧٠ هَ . ق . باشد و قبر او در سیرجان کرمان است . (از صفة الصفوة ج ٤ ص ٤٩) (تاریخ کرمان ص ٤٧٣). از کلمات اوست : ترسکاری اندوه دایم است . خوف واجب آن است که دانی تقصیر کرده ای در حقوق خدای تعالی . علامت خوش خویی رنج خود از خلق کشیدن و علامت تقوی ورع است و علامت ورع از شبهات باز ایستادن . عشاق بعشق مرده درآمدند از آن بود که چون بوصالی رسیدند از خیالی بخداوندی دعوی کرد. و رجوع به تذکرة الاولیاء عطار ص ٣١٥ شود.