شانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ.) = شیانی: درم ده هفت که در قدیم رایج بود.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) = شیانی: درم ده هفت که در قدیم رایج بود.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شانی . (اِخ ) محمد صادق بن مصطفی بن احمددده رومی حنفی معروف به شانی زاده . از قضات است . از اوست : بدائع الصکوک . در سال ١٢٣٣ هَ . ق . درگذشته است . (از معجم المؤلفین ج ١٠ ص ٧٩).
شانی . (اِخ ) محمد عطأاﷲبن محمدصادق رومی حنفی معروف به شانی زاده . در انواع علوم دست داشت و وقایع عثمانی را به تحریر درآورد. از اوست : اصول الحساب . اصول الهندسه . قانون الجراحین . مرآة الابدان فی تشریح اعضاء الانسان و معیار الاطباء در پزشکی . و در سال ١٢٤٢هَ . ق . درگذشت . (از معجم المؤلفین ج ١٠ ص ٢٩٤).
شانی . (اِ) مخفف شیانی . (فرهنگ رشیدی ). زر و درم ده هفت را گویند. و آن در قدیم رایج بوده است . (برهان قاطع). درم ده هفت باشدو آن را شیانی نیز گویند. (فرهنگ جهانگیری ). زری بوده است در قدیم . (از فرهنگ رشیدی ). درم ده هفت یعنی درمی که در ده جزء آن هفت جزء نقره ٔ خالص و سه جزء داخل بود. (فرهنگ نظام ). زری که عیار آن هفت دهم طلا یانقره بود. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ) : چون برادرت داد در یک شعر بهر هشتاد بیت چل شانی . سنایی (از فرهنگ نظام ). ◄ قسمی انگور سرخ پوست مایل به سیاهی که گوشت آن نیز سرخ است و بیشتر در شهر قزوین میباشد. (یادداشت مؤلف ). مخفف شاهانی . ♦ شراب شانی ؛ شراب نیکو و قوی که از آن انگور یعنی انگور شانی (شاهانی ) کنند. رجوع به شاهانی شود.