شانه گیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شانه گیر. [ ن َ / ن ِ ] (نف مرکب ) گیرنده ٔ شانه . ◄ بمعنی شانه پیچ باشد. (بهار عجم ) : زلفی که سر ز صحبت خورشید میکشد از پنجه ٔ رقیب چرا شانه گیر نیست . میریحیی شیرازی (از بهار عجم ). ز سودای دلم او را زیان نیست ندانم از چه زلفش شانه گیراست . سلیم (از بهار عجم ). زلف شام غمم از بس بود آشفته سلیم شانه گیرست ز آمیزش اوکاکل صبح . سلیم (از بهار عجم ). رجوع به شانه پیچ شود.