شانه آویز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شانه آویز. [ ن َ / ن ِ ] (نف مرکب ) آویزنده به شانه . که از کتف و شانه فروگذارد. ◄ (ن مف مرکب ) آویخته به شانه . بکتف و منکب فروآویخته . ◄ (حامص مرکب ) آویختن آدمی را بوضعی که دستش بر شانه بندند. (بهار عجم ) (ارمغان آصفی ) (آنندراج ). نوعی از تعذیب که آدمی را شانه به رسن بربسته می آویزند. (غیاث اللغات ) : بدزدی دل طغرا نمیکند اقرار علاج هندوی زلف توشانه آویزست . طغرا (از بهار عجم ). پا کشیدم خود و دل را که ز غم صد چاکست شانه آویز در آن زلف بدستان کردم . عبدالغنی (از بهار عجم ).