فرهنگ لغت

شاماله

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شاماله . [ ل َ / ل ِ ] (ص ) اسمر. گندمگون . قهوه ای رنگ . (ناظم الاطباء). اما در جای دیگر دیده نشد.

معنی شاماله | فرهنگ لغت