فرهنگ لغت

شافتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شافتن . [ ت َ ] (مص ) له شدن و فرسوده شدن . (شعوری ). ◄ شکستن . ◄ کهنه شدن . ◄ پیر شدن . (ناظم الاطباء). ◄ ریزه ریزه کردن . (ناظم الاطباء). بصورت غبار درآوردن . ◄ شنا کردن . ◄ شکافتن . ترکیدن .

معنی شافتن | فرهنگ لغت