شاشه زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاشه زدن . [ ش َ / ش ِ زَ دَ ] (مص مرکب ) شاش زدن . ◄ ترشح و لعاب زدن . رجوع به شاشه و شاش زدن شود. ◄ سبز شدن نان و امثال آن در رطوبت . (یادداشت مؤلف ).شپشه زدن . ◄ پدید آمدن سپیدی از قارچهای ذره بینی بر روی طعام یا میوه . (یادداشت مؤلف ). اورزدن . کپک زدن . کپره زدن . ◄ پدید آمدن شاشه بر روی چرم و غیره . (یادداشت مؤلف ). اشکو زدن . ♦ شاشه زدن جامه ؛ خوردن و سوراخ کردن پت جامه را. (یادداشت مؤلف ).