شاشدانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاشدانی . (اِ مرکب ) شاشدان . مبوله . کمیزدان . ظرف شب . رجوع به شاشدان شود. ◄ محل کمیز انداختن و شاشیدن و پلیدی افکندن در کوی و برزن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاشدانی . (اِ مرکب ) شاشدان . مبوله . کمیزدان . ظرف شب . رجوع به شاشدان شود. ◄ محل کمیز انداختن و شاشیدن و پلیدی افکندن در کوی و برزن .