شاسمانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاسمانی .(ص نسبی ) منسوب به شاسمان . و رجوع به شاسمان شود.
شاسمانی . (اِخ ) ابوبکر. وی بسال ٧٦١ هَ . ق . از جانب سربداران حکومت شاسمان داشت . گفته اند که چهل تن از سربازان مغول را در دیواره های قلعه ای که به شاسمان بنا کرد لای جرز گذاشت . چندی پس از آن تیمور عمارتی در این موضع برای خود بساخت و زمستان سال ٧٩٥ را در آن بسر برد. (سفرنامه ٔ مازندران و استراباد، چ قاهره ٔ تعلیقات ص ١٦٢).