شاست
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاست . (اِ) مرغی طوقدار که آن را توی نیز خوانند و بیشتر کنار آب بسر برد. (شعوری ). هوبره : گرآید پیش شاهین شاست با جنگ فضای عالم آید بر سرش تنگ . (از شعوری ). رجوع به هوبره شود. ◄ (ص ) کودن . (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاست . (اِ) مرغی طوقدار که آن را توی نیز خوانند و بیشتر کنار آب بسر برد. (شعوری ). هوبره : گرآید پیش شاهین شاست با جنگ فضای عالم آید بر سرش تنگ . (از شعوری ). رجوع به هوبره شود. ◄ (ص ) کودن . (ناظم الاطباء).