شازب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شازب . [ زِ ] (ع ص ) درشت . (منتخب اللغات ). خشن . (اقرب الموارد). جای درشت . (منتهی الارب ). طریق شازب ؛ راه درشت . (ناظم الاطباء). ◄ خشک لاغر. (منتخب اللغات ). صامر الیابس . (اقرب الموارد). لاغر و خشک از اسب و جز آن . (منتهی الارب ). اسب باریک میان . (شمس اللغات ). ج، شُزَّب، شَوازِب . (از اقرب الموارد).