شاروان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاروان . [ رْ ] (اِ مرکب ) مخفف شادروان است که پرده ٔ بزرگ و شامیانه باشد. (برهان ) : یکی خسروی شاروان گونه گون درازاش میدان اسپی فزون . (گرشاسب نامه چ حبیب یغمائی ص ٩٤). کت و خیمه و خرگه وشاروان ز هر گونه چندان که ده کاروان . (گرشاسب نامه چ حبیب یغمائی ص ١٩٩). ◄ [ رَ ] (ص مرکب ) مخفف شادروان بود. (فرهنگ جهانگیری ).