شارم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شارم . [ رِ ] (ع ص ) تیری که گوشه ٔ نشانه را بشکافد. (منتهی الارب ). السهم یشرم جانب القرض . (اقرب الموارد).
شارم . (اِخ ) مرکز کانتون وژ از آروندیسمان اپینال، واقع در کنار رودخانه ٔ موزل است . ٥٠٠٠ تن جمعیت دارد. آبجوسازی، صنعت حاشیه دوزی وجنگلهای آن معروف است . زادگاه موریس بارس نویسنده ٔ قرن بیستم فرانسوی است .