شارلاتان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رْ) [ فر. ] (ص.) حقه باز، شیاد، کلاهبردار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رْ) [ فر. ] (ص.) حقه باز، شیاد، کلاهبردار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شارلاتان . (فرانسوی، ص ) کسی که با زبان خوش مردم را فریب دهد. (فرهنگ نظام ). حقه باز. شیاد. چاخان . چاچول . چاچولباز. یارم باز. و در «هدایه ٔ» ابوبکر ربیعبن احمد الاخوینی البخاری، مفتعلان بجشکان به معنای اطبای شارلاتان آمده است . (از یادداشت مؤلف ).
واژگان فارسی سره واژهدان
فریبکار، زبانباز، دغلباز