شارقی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شارقی . [ رِ قی ی ] (ص نسبی ) منسوب به شارقة، حصنی به اندلس . رجوع به شارقة شود.
شارقی . [ رِ قی ی ] (اِخ ) عبداﷲبن موسی . مکنی به ابومحمد، از اهل قرآن است . وی از ابوالولید یونس بن مغیث بن الصفا و از او ابوعیسی و این اخیر از عبداﷲبن یحیی بن یحیی روایت حدیث کرده است . (از معجم البلدان ).