فرهنگ لغت

شاررن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شاررن . [رُ ] (اِخ ) پیر. دانشمندعلم الاخلاق فرانسوی متولد در شهر پاریس (١٥٤١ - ١٦٠٣م .). وی وکیل دعاوی و عضو کانون وکلا بود. در اثر خود موسوم به «رساله ٔ عقل » تتبعات مونتنی را بوجه ناهنجاری اقتباس نموده است .

معنی شاررن | فرهنگ لغت