شادی آوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شادی آوردن . [ وَ دَ ] (مص مرکب ) تولید شادی کردن . ایجاد طرب کردن : بوی بهبود ز اوضاع جهان میشنوم شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد. حافظ. ◄ شادی کردن : گر بی تو شادی آرم هرگز مباد شادی ور بی تو باده نوشم، نوشم مباد باده . امیرمعزی (از آنندراج ).