شادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شادن . [ دِ ] (اِخ ) نام جاریه ٔ عطأبن جبیر. رجوع به عقدالفرید ج ٥ ص ١١٧ شود.
شادن . [ دِ ] (ع اِ) آهوبره ٔ مستغنی از مادر. (منتهی الارب ). آهو بره ٔ بی نیاز شده از مادر که سرون برآورده باشد. (دهار).بچه ٔ آهو. (غیاث ). آهو بره ٔ سرو برآورده . آهوبره که سروی وی برآمده باشد. ج، شَوادِن . (مهذب الاسماء).