شادخواب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شادخواب . [ خوا / خا ] (اِ مرکب ) خواب شاد. خواب خوش بود و آن را شکر خواب نیز گویند. (فرهنگ جهانگیری ) (برهان قاطع). خواب شیرین . (انجمن آرای ناصری ) : چو از شادخوابش برانگیختم سرش را به نیزه در آویختم . فردوسی (از فرهنگ جهانگیری ).