شاد کار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاد کار. (ص مرکب ) شادکام و خوشحال . (فرهنگ نظام ). رجوع به شادگار شود : تو شادی کن ار شادکاران شدند تو با تاجی ار تاجداران شدند. نظامی (از فرهنگ نظام ). ◄ (اِ مرکب ) شاکار. شاهکار. کار بی مزد باشد که مردم را بزور بر آن دارند. (فرهنگ سروری ). کار بی مزد که بیگار گویند زیرا که کار شاهان بی مزد باشد. (فرهنگ رشیدی ) (شعوری ). کار مفت و رایگان . (ناظم الاطباء). ظاهراً شاکار درست است .