شاد باش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاد باش . (اِ مرکب ) نام روز بیست و ششم است از ماههای ملکی . (فرهنگ جهانگیری ). ◄ (صوت مرکب ) کلامی است که در مقام تحسین گویند و شاباش مخفف آن است . (آنندراج ). ◄ (فعل امر) کلمه ٔ تحسین یعنی خوش باش و خرم زی .(ناظم الاطباء). شاد زی ! تبریک و تهنیت : من چون شنیدم از در آواز مطربانش وان شادباش کهتر وان نوش باد مهتر. امیرمعزی (از آنندراج ). ◄ (اِ مرکب ) کنایه از عطا و بخشش و بمعنی آنچه نثار کرده به کسی دهند. (آنندراج ). نثار. شاباش . رجوع به شاباش شود. ♦ شادباش کردن ؛ تبریک و تهنیت گفتن کسی را. ♦ شادباش گفتن ؛ تبریک گفتن . خوش باش گفتن .