شاخک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاخک . [ خ َ ] (اِمصغر) شاخ خرد. شاخچه . شعبه . ◄ اکلیل الملک را گویند. (شعوری ) (آنندراج ). دارویی که ناخنک و بتازی اکلیل الملک گویند. (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاخک . [ خ َ ] (اِمصغر) شاخ خرد. شاخچه . شعبه . ◄ اکلیل الملک را گویند. (شعوری ) (آنندراج ). دارویی که ناخنک و بتازی اکلیل الملک گویند. (ناظم الاطباء).