شاخوره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاخوره . [ رَ / رِ ] (اِخ ) دیهی از دهستان نهر یوسف واقع در بخش مرکزی شهرستان خرمشهر، در ٨ هزارگزی شمال باختری خرمشهر و یکهزارگزی جنوب راه اتومبیل رو خرمشهر به مرز عراق .دشت و گرمسیر و مرطوب و مالاریاخیز است . جمعیت آن ٤٠٠تن . آب آن از شطالعرب، محصول آن خرما، شغل مردم آن پرورش نخل و حصیربافی است . راه آن در تابستان قابل عبور برای اتومبیل میباشد. هنگام بارندگی با قایق از روی شطالعرب به خرمشهر رفت و آمد میشود، ساکنان آن از طایفه ٔ فرهانی اند. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
شاخوره . [ رَ / رِ ] (اِ مرکب ) (از شاه کوره ). شاخور. تنور. کوره . (ناظم الاطباء). داش خشت . کوره ٔ آجر و سفال پزی . (شعوری ).