سیو
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(وْ) (اِ.) سیب.<br>
فرهنگ فارسی معین
(وْ) (اِ.) سیب.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیو. [ وْ ] (اِ) سیب که به عربی تفاح گویند. (برهان ) (آنندراج ) (جهانگیری ) : غلط کردم در این صورت که گفتم زنخدان نگار خویش را سیو. عمادی . رجوع به سیب شود.