فرهنگ لغت

سیه چال

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سیه چال . [ ی َه ْ ] (اِ مرکب ) گودالی تاریک که گناهکاران را در آن نگاهدارند. مؤلف غیاث اللغات نویسد: لفظ چال در اصل چاه بود، ها را به لام بدل کرده اند، چنانکه در جواهرالحروف . (غیاث ) (از آنندراج ) : سیه چال و مرد اندر او بسته پای به از فتنه از جای بردن بجای . سعدی .

معنی سیه چال | فرهنگ لغت