فرهنگ لغت

سینداد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سینداد. (اِخ ) از مرزبانان پارسی است که بر دیار عرب بر زمین کنده و حضرموت فرمان داده است . و قصرذی الشرقات ساخته ٔ اوست . شاعر گفته است : اهل الخورنق و السدیر و بارق و القصر ذی الشرقات من سینداد. (از مجمل التواریخ و القصص ص ١٧٩).

معنی سینداد | فرهنگ لغت