سیماب دل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دِ) (ص مر.)<BR>۱- ترسو.<BR>۲- قحبه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دِ) (ص مر.) ۱- ترسو. ۲- قحبه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیماب دل . [ دِ ] (ص مرکب ) غردل . (آنندراج ). غردل یعنی قحبه دل چه غر به معنی قحبه آمده است . (برهان ). ◄ بی جگر. بی دل . ترسنده . لرزنده . واهمه ناک . (از برهان ). جبان . مضطرب . بیقرار. (از آنندراج ) : آستانت گنبد سیمابگون را متکاست بنده ٔ سیماب دل سیماب شد زین متکا. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ٢٢).