سیفور
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(سَ یا س) (اِ.) بافتة ابریشمی لطیف.<br>
فرهنگ فارسی معین
(سَ یا س) (اِ.) بافته ابریشمی لطیف.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیفور. [ س َ ] (اِ) بافته ٔ ابریشمی بسیارلطیف . (برهان ) (آنندراج ) (جهانگیری ). جامه ای است ابریشمی . (فرهنگ رشیدی ) : کناغ چندضعیفی بخون دل بتند بجمع آری کاین اطلس است و آن سیفور. ظهیرالدین فاریابی . زمین فرش سیفور چون درنوشت برآورد سر صبح با تیغ و طشت . نظامی . ستاده ملک زیر زرین درفش ز سیفور بر تن قبای بنفش . نظامی . زر و زیور آرند خروارها ز سیفور و اطلس شتر بارها. نظامی .
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه