فرهنگ لغت

سیف فرغانی | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گر زان توام هردو جهانم بستان باکی نبود سود و زیانم بستان باز آی بپرسش و ببین چشم ترم لب برلب خشکم نه و جانم بستان

معنی سیف فرغانی | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۸ | فرهنگ لغت