سیزده
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) [ په. ] (اِمر.) دوازده به علاوة یک (۱۳). ؛~ به در روز سیزدهم فروردین. میگویند نحس است و باید به دشت و صحرا رفت و نحسی آن را به در کرد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ) [ په. ] (اِمر.) دوازده به علاوه یک (۱۳). ؛~ به در روز سیزدهم فروردین. میگویند نحس است و باید به دشت و صحرا رفت و نحسی آن را به در کرد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیزده . [ دَه ْ ] (عدد مرکب، ص مرکب، اِ مرکب ) عدد ترتیبی . ده بعلاوه ٔ سه . (ناظم الاطباء).