سیاه چال
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِمر.) زندان تنگ و تاریک.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِمر.) زندان تنگ و تاریک.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیاه چال . (اِ مرکب ) زندان تاریک . جای تار و گودی که کودکان را بدان ترسانند. ◄ گوی تاریک که گناهکاران را در آن بند کنند. (یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی