سیاه مست
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ) (ص مر.) بسیار مست.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ) (ص مر.) بسیار مست.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیاه مست . [ م َ ] (ص مرکب ) بدمست . (آنندراج ). مردم مست افتاده بیهوش . (ناظم الاطباء). مست طافح . مست مست . مست خراب .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی