سیاه رو
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص مر.) کنایه از: بی آبرو.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص مر.) کنایه از: بی آبرو.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیاه رو. (ص مرکب ) بی آبرو. رسوا.بی عزت . (ناظم الاطباء). روسیاه . شرمنده : با اینکه از او سیاه رویم هم هندوک سیاه اویم . نظامی . رجوع به سیاه روی شود.
مترادف و متضاد واژهدان
سیهرو گناهکار، بزهکار شرمنده، خجل
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی