سیاه آب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیاه آب . (اِ مرکب ) مروارید که رنگ او بسیاهی زند. (جواهرنامه ). ◄ آبی که از زمین های باطلاقی زهد و با آن مزارع را آبیاری توان کرد. فاضل آب زراعت که زمین را باطلاق کند. نهر یارودی که از زه کشی حاصل آید. (یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی