سیادت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) [ ع. سیادة ]<BR>۱- (مص ل.) سروری، شرف یافتن.<BR>۲- (اِمص.) بزرگی، سروری.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ) [ ع. سیاده ] ۱- (مص ل.) سروری، شرف یافتن. ۲- (اِمص.) بزرگی، سروری.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیادت . [ دَ ] (ع مص ) سیادة. رجوع به سیادة شود. ◄ (اِمص ) بزرگی . سرداری . (غیاث ). مهتری : مهتران ... قصد زیردستان از مذهب سیادت محظور شناسد. (کلیله و دمنه ). معرفت قوانین سیادت و سیاست در جهانداری اصلی معتبر است . (کلیله و دمنه ).