سگ زن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سگ زن . [ س َ زَ ] (اِ مرکب )نوعی از تیر باشد که پیکان آن بغایت تیز و باریک باشد. تیر کوچکی است که آن را به عربی کثاب گویند. (رشیدی ). الکثاب . تیر سگ زن . (مهذب الاسماء) : بس دوخته سگ زنت چو سوزن در زهره جگر مبتران را. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ٣٤). ناوک اندازم و سگزن لیک خصمش چون سگ است هرچه من بر وی زنم درحال سگ زن میشود. شرف شفروه (از آنندراج ). ز بیم سگزن خیل تو در جهان فراخ بکوهسار در آهو گزیده گوشه ٔ تنگ . نجیب الدین جرفادقانی . رجوع به سک زن شود.