سکیت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سکیت . [ س ِک ْ کی / س ُ ] (ع ص ) مرد پیوسته خاموش . (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (دهار).
سکیت . [ س ِک ْ کی ] (اِخ ) ایرانی خوزی اهوازی از قریه ٔ دورق از علمای نحو و لغت عرب و معروف به صلاح . پدر ابن السکیت، یعقوب . سکیت معرفت کامل به عربیت و علوم عربیه داشت . و او در شعر بر پسر خود برتری داشت و پسر او یعقوب در نحو بر او مقدم بود. (یادداشت مؤلف ).
سکیت . [ س ُ ک َ ] (ع ص ) مرد همیشه خاموش . ◄ اسب بازپسین رهان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). اسب پسین باز در مسابقه . (مهذب الاسماء).