سکع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سکع. [ س َ / س َک ْ ک َ ] (ع مص ) رفتن که نمیداند کجا خواهد رفتن . ◄ سرگشته گردیدن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ).
سکع. [ س َ ک ِ ] (ع ص ) مرد غریب و دور از جای خود. (منتهی الارب ) (آنندراج ).
سکع. [ س َ ] (ع مص ) مسکن گرفتن زمینی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ).