سکب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سکب . [ س َ ] (ع مص ) ریزانیدن آب . (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). ریختن آب . (منتهی الارب ) (دهار). ◄ پیاپی شدن باران پیوسته بزرگ قطره . ◄ اذان گقتن مؤذن . (منتهی الارب ). ◄ (ص، اِ) مرد درازبالا. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ نوعی از جامه ٔ باریک . (منتهی الارب ). نوعی جامه . (اقرب الموارد). ◄ مس یا ارزیر. ◄ اسب نجیب تیزرو، فراخ گام، سبکروح، بانشاط. ◄ کار لازم . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ باران پیوسته بزرگ قطره . (منتهی الارب ). الهطلان الدائم . (اقرب الموارد). ◄ (اِخ ) نام اول اسبی که در ملک آنحضرت (ص ) درآمد و بدین معنی به تحریک هم آمده است . و آن کمیت سپید پیشانی و هر چهار دست و پای سفید و دست راست او مطلق بود. (منتهی الارب ).
سکب . [ س َ ک َ ] (ع اِ) درختی است خوشبو. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ شقائق النعمان . (اقرب الموارد). لاله . (منتهی الارب ).