سکاهن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سکاهن . [ س ِ هََ ] (اِ مرکب ) رنگ سیاهی را گویند که از سرکه و آهن ترتیب دهند و بدان جامه و چیزهای دیگر رنگ کنند و بیشتر کفشدوزان به جهت چرم رنگ کردن سازند. (برهان ). رنگی که چرم گران از سرکه و آهن سازند برای سیاه کردن چرم و در اصل سک آهن بود. (آنندراج ) (رشیدی ) (غیاث ) : اندر سکاهن شب و نیلاب آسمان نوجامه ای دورنگ بهر مه برآورید. خاقانی . در پرده ٔ خمآهنی ابر سکاهنی رنگ خضاب بر سر دنیابرافکند. خاقانی . وآنگهی پیش راح ریحانی کرد باید سکاهن افشانی . نظامی . کسی را که جانش بآهن گزم بسی جامه ها در سکاهن رزم . نظامی .