سکاله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سکاله . [ س ُ ل َ / ل ِ ] (اِ) فضله ٔ سگ . (برهان ). سرگین سگ . (اوبهی ). گه سگ . (صحاح الفرس ). غائط سگ . (لغتنامه اسدی ) : یکی بگفت نه مسواک خواجه گنده شده است که این سکاله و گوه سگ است خشک شده . عماره ٔ مروزی . رجوع به سگاله شود.