سپیتام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سپیتام . [ سْپی / س ِ ] (فرانسوی، اِ) مقیاس متر بوده است . پیرنیا آرد:... مقصود از استعمال ارابه های مذکور این بود که در دشمن تولید وحشت کند زیرا مال بند هر ارابه بنیزه ٔتیز و کوتاهی که بقول دیودور ببلندی سه سپیتام (مقدونیه ) بود منتهی می شد. (ایران باستان ج ٢ ص ١٣٧٠).
سپیتام . [ س ِ ] (اِخ ) سپیتامان . نام نهمین پدر زردشت است یعنی جد هشتم او. در مروج الذهب اسبیمان و استیمان و در تاریخ طبری سفمان ضبط شده است . رجوع به مزدیسنا و... تألیف معین و سپیتمان و سپنتمان شود.