سپاهکشی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. کِ یا کَ) (حامص.) حرکت دادن سپاه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. کِ یا کَ) (حامص.) حرکت دادن سپاه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سپاه کشی . [ س ِ ک َ / ک ِ ] (حامص مرکب ) پهلوانی : امیری بود که به مردی و سپاه کشی کس از او بهتر نباشد. (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی