فرهنگ لغت

سپاسه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سپاسه . [ س ِ س َ / س ِ ] (اِ) لطف نمودن .شفقت کردن . (برهان ) لطف . (فرهنگ اسدی ) : وز آن پس که بد کرد بگذاشتیم بر او بر سپاسه نپنداشتیم . بوشکور. ◄ منت بر کسی نهادن . (برهان ) (شرفنامه ). رجوع به سپاس شود.

معنی سپاسه | فرهنگ لغت