فرهنگ لغت

سپاسداری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سپاسداری . [ س ِ ] (حامص مرکب ) شکران . (منتهی الارب ). حمد. حق شناسی . تشکر. امتنان : چونکه ماهان ز رفق و یاری او دید بر خود سپاسداری او. نظامی (هفت پیکر ص ٢٥٠). بر قیاس نواله خواری تو ناید از من سپاسداری تو. نظامی .

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی سپاسداری | فرهنگ لغت