سوگواری کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
عزاداری کردن ماتم گرفتن، به سوگ نشستن تعزیهگردانی کردن
فرهنگ طیفی واژهدان
عزاداری کردن، عزا گرفتن، خاک برسر کردن، لباس خود را پاره کردن، رنج بردن به ماتم نشستن، ماتم داشتن، اشک گرفتن تسلیت گفتن، ترحیم کردن، ترحم کردن