سولوق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ تر - مغ. ] (اِ.) خورجینی که سابقاً در سفر همراه میبردهاند.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ تر - مغ. ] (اِ.) خورجینی که سابقاً در سفر همراه میبردهاند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سولوق . (ترکی - مغولی، اِ) خورجینی که سابق در سفر همراه می برده اند. (فرهنگ فارسی معین ) : از آن وجه میوه ها در سولوق ریختم . (جهانگشای جوینی ). چون باردو رسید میوه ها را از سولوق بیرون آورده است . (جهانگشای جوینی ).