سوفارلبان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سوفارلبان .[ ل َ ] (اِ مرکب ) مردمان ملوط و مأبون . (ناظم الاطباء). کنایه از مأبونان است . (آنندراج ) : خاطر به مغنی و نی و دف ندهی دل نیز بساقی مزلف ندهی بسیار ز سوفارلبان کام مگیر تا همچو کمان، زور خود از کف ندهی . ملاطغرا (از آنندراج ).