سوغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سوغ . [ س َ] (ع مص ) آسان بگلو فروبردن شراب را. ◄ فروبردن زمین کسی یا چیزی را. ◄ دویدن شتر ماده . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ روا دیدن کسی را آنچه کرد آنرا. (منتهی الارب ). جائز دانستن کاری را که کسی کرده است . (از اقرب الموارد).
سوغ . [ س َ ] (ع اِمص ) جواز. (نصاب الصبیان ) (آنندراج ). ◄ روانگی . (آنندراج ). روایی . (نصاب الصبیان ). ◄ (اِ) گورایی . (آنندراج ). دو بچه که در میان هر دو دیگری نزاده باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ).